غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

653

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

در شان آن و كريمهء ( جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ ) كنايتى است از فسحت ساحت جنت‌نشان آن نظم آب حيوانست آبش يا زلال سلسبيل * عرصهء چرخست صحنش يا بهشت جاودان آب باد اوست چون باد مسيح و آب خضر * باد جانبخشش چو جان و آب دلجويش روان و در تبريز باغستان فراوانست و اكثر اثمار اشجارش در لطافت رشك ميوه بوستان جنان اما هوايش در زمستان بغايت سرد مىشود چنانچه در بعضى از سنوات برودت هوا و كثرت بارندگى بمرتبه ميرسد كه دو سه ماه مردم به سهولت تردد نمىتوانند كرد بنابرآن تبريزيان آذوق و ساير ضروريات انفصل را در خانه‌هائى كه در زيرزمين ساخته‌اند ترتيب مينمايند و در وقت دم‌سردى دى در آن منازل نشسته بفراغت اوقات ميگذرانند و چون اكثر مردم تبريز افيون ميخورند در صباح هركس با ايشان سخنى گويد جواب درشت شنود و بعد از پيشين كه كيفيت ايشان رسيده باشد اگر از كسى صد دشنام شنوند به زبان تواضع و ملايمت جواب گويند مشهور است كه تبريزيان صاحب نخوت و متكبر باشند و بسرعت خلل بمبانى محبت و مودت ايشان راه يابد بناء على هذا يكى از شعرا اين رباعى بنظم آورده رباعى هرگز نشود بطبع تبريزى دوست * مغزند همه جهان و تبريزى پوست آن را كه بدوستى نيابى صادق * گو نيز عزيزيست كه تبريزى خوست و مولانا همام الدين تبريزى در جواب اين رباعى فرمايد رباعى تبريز نگو و هرچه زانجاست نكوست * مغزند مپندار تو ايشان را پوست با طبع مخالفان موافق نشوند * هرگز نشود فرشته با ديوان دوست . اردبيل ازين حيث كه مسكن زبدة الاصفيا و قدوة الاوليا صفى الحق و الحقيقة و الدين قدس سره و اولاد كرامت‌نژاد آنحضرت بوده است بهترين بلاد عالم و قبلهء اقبال طوايف بنى آدم است و اردبيل بعذوبت ماء و لطافت هوا موصوفست و بكثرت اشجار ميوه دار و وفور اثمار حلاوت آثار معروف در عجايب البلدان مذكور است كه در بيرون اردبيل سنگيست به وزن دويست من تخمينا و در متانت بمثابهء كه آهن بر آن تاثير نميكند و هرگاه كه اهل اردبيل بباران محتاج ميشوند آن سنك را بر گاوى بار كرده به شهر مىبرند و ما دام كه آنحجر در آن بلده باشد قطرات مطر در فيضان بوده و چون آن را باز به بيرون نقل كنند باران تسكين يابد و حالا اردبيل در كمال معمورى و آبادانيست و ملجاء و مامن اشراف طوايف انسانى در مشاهد عطرسا و مراقد جنت‌آسا زبدة الاصفياء مشار اليه و ذريت امامت منزلتش پيوسته خوان احسان گسترده‌اند و همواره سدنهء آن عتبهء كعبه مرتبه صلاى ضيافت خاص و عام درداده بيت در ضيافتخانهء خوان نوالش منع نيست * در گشاد است و صلا درداده خوان انداخته . ساوه از مشاهير بلاد عراق عجم است و محل نشوونماء بسيارى از اشراف بنى آدم انهار كوثر مثالش از آب عذوبت مالامال و هواى فضاى روح افزايش در كمال لطافت و